راننده کاميوني وارد رستوران شد . دقايي پس از اين که او شروع به غذا خوردن کرد سه جوان موتورسيکلت سوار هم به رستوران آمدند و يک راست به سراغ ميز راننده کاميون رفتند و بعد از چند دقيقه پچ پچ کردن ، اولي سيگارش را در استکان چاي راننده خاموش کرد . راننده به او چيزي نگفت. دومي شيشه نوشابه را روي سر راننده خالي کرد و باز هم راننده سکوت کرد و بعد هم وقتي راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمين خورد ولي باز هم
برچسب:
نویسنده: سارا صادقی
تاريخ: چهارشنبه
30 آذر
1401 ساعت: 20:08